خرید بک لینک
به من بازگرد ای مه ار میتوانی که تلخ است بی تو مرا زندگانی من اندر فراق تو ناچیز کردم جمال و جوانی دریغا جوانی دریغا تو کز پیش رویم جدائی دریغا تو کز پیش چشمم نهانی سفر کردی و راه غربت گرفتی به راه اندر آخر همی دیر مانی چه گویی به تو راه جستن توانم چه گویم به من باز گشتن توانی ؟ دل من ز مهر تو گشتن نخواهد دلی دیده ای تو بدین مهربانی ؟ گرفتم که من دل ز تو بر گرفتم دل من کند بی تو همداستانی ؟ من از رشک روی تو دیدن نیارم سهی سرو آزده بوستانی ز بس گز فراق تو هر شب بگریم بگرید همی با من انسی و جانی دل من همی جست پیوسته یاری که خوش بگذراند بدو روزگاری شنیدم که جویند یایبده باشد

برچسب: بازگرد, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیستوز غم عشق تو در شهر چه غوغاست که نیستگفتی از لعل من امروز تمنای تو چیستدر دلم زان لب شیرین چه تمناست که نیستبجز از زلف کژت سلسله جنبان دلمخم زلف تو گواه من شیداست که نیستپای بند غم سودای تو مسکین دل مننتوان گفت که این طلعت زیباست که نیستدر چمن نیست ببالای بلندت سرویراستی در قد زیبای تو پیداست که نیستبا جمالت نکنم میل تماشای بهارزانکه در گلشن رویت چه تماشاست که نیستگر کسی گفت که چون قد تو شمشادی نیستاگر آن قامت و بالاست بگو راست که نیستگفتی از نرگس رعنای منت هست شکیبشاهد حال من آن نرگس رعناست که نیستایکه خواجو ز سر زلف تو شد سودائیدر سر زلف سیاه توچه سوداست ک

برچسب: زلف,سیاه, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟ ز چشم دوستان دور یا نزدیک مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ن

برچسب: زمستان, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

در تمنای غزل در پی
تفسیر تو ام

مست با خاطر تو بسته به
زنجیر تو ام
در شب عشق ، که عشاق
به هم آمیزند
من کنار غم تو خیره به
تصویر توام.

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: تمنای, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

هم آبی پیراهنش را دوست دارم هم فرم زیبای تنش را دوست دارم.مجموعه ی موزون ترین رفتار دنیاست من شاعرم "تن تن تنش" را دوست دارم.وقتی که دستش را به مویش می رساند رنگ طلای روشنش را دوست دارم.صد استکان چای با یک حبه ی قند جای شکر خندیدنش را دوست دارم.دیوانه وقتی می شوم با خنده هایش یک بوسه از آن گردنش را دوست دارم |+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: دوستت,دارم, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

تو فقط مال همين قلب پر احساس مني شب من با تو سحر خواهد شد تو نمي داني من . . . چه قدر عشق تو را مي خواهم تو بخوان تا همه احساس شوم كاش مي دانستي. . . شعرهاي دل من پيش نگاه تو به خاك افتاده است به سرم داد بزن . . . تا بدانم كه حقيقت داري اين همه عشق براي دل تو ناچيز است آسمان را به زمين وصل كنم؟ يا زمين را همه لبريز ز سر سبزي يك فصل كنم؟من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارمبه خدا گر تو نباشي بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم |+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: توفقط,مال,قلب,احساس,منی, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

وقتی کسی در کنارت هست

خوب نگاهش کن

به تمام جزئیاتش

به لبخند بین حرف هایش

به سبک ادای کلماتش

به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش

به چشم هایش خیره شو

دست هایش را به حافظه ات بسپار

گاهی آدم ها

انقدر سریع میروند ،

که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند !

|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: گرفتارشبم, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

دل سپردم من به عشقت وانگهی وابسته تر سر به راه ِ تو نهادم گشته ام دلبسته تر راز .عشقت همچو دُرّی سینه ام همچون صدف راز. عشق است سر بمُهر وهرچه محکم بسته تر نیست همچون کار دنیا کار عشق و عاشقی پشتکاری خواهد و جان را دهی پیوسته تر گرچه دادم جان و دل درراه عشقت نازنین جان و دل دادن کم است وعشق توشایسته تر گرچه مجنون صد بیابان بلا را دیده بود صد چو مجنونم بجان و دل ازو هم خسته تر عاشقی و عارفی هردو ز خود وارستن است عاشقم من آنچنان کز عارفان وابسته تر |+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: سپردم, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

گفتی ازعشقم حذر کن چه بد کردم نکردمیادم رو از سر بدر کن چه بد کردم نکردمروز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدمتوی آینه دیروز کاش که فردا رو میدیدم با توعشق آمد و گم شد هر چه بود زیر و زبر شدلحظهها خالی و خسته زندگی بیهودهتر شد گفتی ازعشقم حذر کن چه بد کردم نکردمفکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردمعشق اولین تو بودی با تومن عشق روشناختمای تو عشق آخرینم رفتی و درد رو شناختم با تو من عشق رو شناختم با تو من زندگی ساختمازکسی گلایهای نیست اگه باختم به تو باختمگفتی ازعشقم حذرکن چه بد کردم نکردمعشقم رو از سر بدر کن چه بد کردم نکردمهر کسی پس از توآمد خلوت من رو به هم زدتو رو باز بیادم آورد اگر ازعاطفه دم

برچسب: گفتی,ازعشقم,حذر, نویسنده: آریا شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی